نظافتچی بیمارستان
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت 11صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری وشدت و ضعف مرض آنان نداشت .این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند .کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت در ساعت 11 صبح روزهای یکشنبه می میرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم برآن شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت 11 در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و درحال دعا بودند ، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ... دو دقیقه به ساعت 11 مانده بود که "پوکی جانسون " نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد . دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کارشد!
ما انسانها مسائل را طوری که می پسندیم می بینیم نه آن طور که واقعاً هستند.
انیس نین
(گاهی مسائل ساده تر از آن چیزی هستند که تصور می کنیم.شاید جذابیت مسائل پیچدست که باورمان نمی شود گاهی بهمین سادگیست و یا شاید چون دنیا فقط پیچیدگیهایش را بما نشان داده است باورنمی کنیم چیزهای ساده ای هم وجود دارد و همیشه نباید منتظر حل مسائل پیچیده عجیب،غریب و دوراز انتظار باشیم.
نمی دانم وقتی متخصصان پی به این علت بردند به خود خندیدند و یا از خجالت روبرگرداند و قصر ترک محل کردند.اینها مهم نیستند ولی نمی دانم پوکی جانسون که بهمین سادگی مسئله بغرنج در ذهن متخصصان ایجاد کرده بود به خود می بالید ، یا از اینکه بهمین سادگی جان دیگران را گرفته بود در سوگ نشسته بود و یا شاید خودخواهانه می گفت این قسمتشان بوده و من فقط وسیله بودم.)
